سديد الدين محمد عوفى

337

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

از دل دور نتواند كرد . و درين روزگار هيچ سپر مر دفع ناوك نوايب را و هيچ جوشن مر پيكان زمان را « 1 » دافع « 2 » تراز حسن عنايت و يمن رعايت خداوند خواجهء جهان و دستور صاحب قران و دستگير افتادگان مقام احزان « 3 » و پاى مرد « 4 » سرگشتگان بوادى محن زمان « 5 » ، نظام الملك ، قوام الدولة و الدين ، ملك ملوك الوزرا ، صدر صدور العظما ، ذو المناقب و السعادات ، صاحب الرأى و الكفايات ، مبارك وزير همايون مشير ، آصف راى بزرجمهر تدبير ، ابو المفاخر و المكارم ، محمد بن ابى سعد الجنيدى مد اللّه ظلال « 6 » جلاله نيست . صدرى كه « 7 » مسند وزارت به فيض احسان « 8 » آرايد ، و در صف هيجا به « 9 » تيغ و سنان دعوى شجاعت را برهان نمايد ، هرگاه كه تيغ قلمش چون پرنيان « 10 » زبان بگشايد بدان خصم ملك را دندان نمايد و هرگاه كه تيغش چون قلم در سركشى « 11 » آيد مداد از خون دل دشمنان « 12 » ربايد « 13 » و زبان ايام در مدح او گردانست « 14 » بيت آنكه جهان را به عدل روضهء رضوان كند * صاحب عادل بود كو ز كرم آن كند ملك جهان « 15 » را نظام ، دين هدى را قوام * آن كه كف او مدام بخشش صدكان كند

--> ( 1 ) متن و مپ 2 - دور نتواند كرد و درين . . . . زمان را ( 2 ) متن و مپ 2 : دفع ( 3 ) متن : آخر الزمان ، مپ 2 : آخر زمان ، بنياد - احزان ( 4 ) مج : بار برد ، بنياد : پايمزد ( 5 ) متن و مپ 2 : وادى امان ، ( 6 ) مج : رونق ( 7 ) مج + در ( 8 ) مج + جهان ( 9 ) متن - به ( 10 ) مج و بنياد : هرگاه قلمش چون تيغ ( 11 ) مج : سر كسى ( 12 ) مج - دشمنان ( 13 ) متن و مپ 2 - و هرگاه كه تيغش چون . . . . ربايد ، مج : بايد ( 14 ) مج و بنياد - و زبان ايام . . . گردانست ( 15 ) مپ 2 : هدا